محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4673

تاريخ الطبرى ( فارسي )

آنجا را بكشت وى مردى شنوا و مطيع بود و پيش از آن در بلخ به نزد وى آمده بود ، پس از آن نيز در كندك مجاور كش با وى ديدار كرده بود . ابو داود وقتى اخريد و ياران وى را مىكشت مقدارى فراوان ظروف چينى نقش دار مطلاى بىمانند و زينهاى چينى و ديگر كالاى چين از ديبا و غيره و تحفه هاى چينى از آنها گرفت و همه را پيش ابو مسلم فرستاد كه به سمرقند بود . راوى گويد : ابو داود ، دهقانان كش و تعدادى از دهقانهاى آنجا را بكشت ، طاران برادر اخريد را نگهداشت و او را شاه كش كرد ، ابن النحاج را بگرفت و او را به سرزمينش پس فرستاد . گويد : ابو مسلم از آن پس كه از مردم سغد و بخارا كشتار كرد و بگفت تا ديوار سمرقند را بنيان كنند و زياد بن صالح را بر سغد و بر مردم بخارا گماشت و آنگاه به مرو بازگشت . ابو داود نيز به بلخ بازگشت . در اين سال ابو العباس ، موسى بن كعب را براى نبرد منصور بن جمهور سوى هند فرستاد و سه هزار كس از عربان و وابستگان بصره و هزار كس از بنى تميم به مزدورى گرفت . موسى برفت و مسيب بن زهير را به جاى خويش بر نگهبانان ابو العباس گماشت . وقتى به هند وارد شد با دوازده هزار كس با منصور بن جمهور تلاقى كرد و او و يارانش را هزيمت كرد و او برفت و در ريگزار از تشنگى بمرد ، به قولى به درد شكم مرد . راوى گويد : وقتى پيشكار منصور كه در منصوره بود از هزيمت وى خبر يافت عيال و بنهء منصور را با تنى چند از معتمدان وى به ولايت خزران برد . و هم در اين سال محمد بن يزيد بن عبد الله كه عامل يمن بود در گذشت . پس ابو العباس به على بن ربيع حارثى كه از جانب زياد بن عبيد الله عامل مكه بود نوشت و او را ولايتدار يمن كرد كه سوى آنجا رفت . در همين سال ابو العباس از حيره به انبار انتقال يافت و اين به گفتهء واقدى و